تبلیغات

بهار نارنج

ما دو تا ماهی بودیم توی دریای کبود...

خالی از اشکهای شور ، از غم بود و نبود

پولکامون رنگارنگ ، روزامون خوب و قشنگ

آسمونمون یکی... خونمون یه قلوه سنگ

 

خندمون موجها رو تا ابرا می برد ، وقتی دلگیر بودم اون غصه می خورد

تورهای ماهیگیرا باز نمی شد    عاشقی تو دریا تنها نمی شد

 

خوابمون مثل صدف ؛ پرمروارید نور....

پر شد این قصه ی ما توی دریاهای دور...

....

خندمون موجها رو تا ابرا می برد ….




یکشنبه 28 فروردین 1390 | نظرات ()

طراح قالب
Weblog Skin